محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
201
آيين شهردارى ( فارسى )
مشهور باشد و در بازارها و راهها گوش فرادهد شهادتش پذيرفته نيست ، ليكن اگر در خلوت براى آرامش خاطر باشد مخل عدالت نيست و شهادت وى پذيرفته است . خريدن كنيزان آوازخوان رواست به شرط آنكه زيادهروى و تظاهر نشود ، اما اگر به عنوان گذراندن معيشت باشد تا مردم كنيزان را به خانهها فراخوانند مخل عدالت است و شهادت چنين كسى مقبول نيست . سماع حدى « 1 » و سرود عرب بىاشكال است ، و دربارهء شعر سرودن و شعر خواندن شافعى گفته است : شعر سخن است ، خوبش خوب است و بدش بد ، و از شعرى كه دروغ باشد يا متضمن فحش يا تهمت بدكارى باشد بايد پرهيز كرد ، اما خواندن شعر زشت و ناروا اگر به قصد نهى از منكر باشد رواست و گرنه ممنوع است . و بههرحال هرآنچه ذكرش حرام نيست ، سماعش نيز حرام نيست و سماع و رقص فىنفسه حرام نيستند ، ليكن مداومت در آنها خلاف جوانمردى است . و پوشيدن حرير و نشستن بر آن و استفاده از طلا و به كار بردن آن حرام و گناه صغيره است . بازى نرد به گفتهء بسيارى از ياران شافعى از كباير و حرام است و « مالك » داشتن نرد را حرام و بازى آن را فسق دانسته است . بازى شطرنج نيز به عقيدهء مالك حرام است و به گفتهء ابو حنيفه كراهت غليظ دارد و شافعى حرام نمىداند ، زيرا شطرنج سبب تقويت انديشه و تدبير و هوش و ادراك است و نيز شبيه آداب جنگ و حيلههاى جنگى است ، چه « شاه » به سلطان تشبيه شده و فرزان ( فرزين ) به وزير مشاور كه گاهى ملازم اوست و گاهى بنا به مصلحت از او جداست . اسب و فيل از تجهيزات جنگى و نزديك سلطان هستند و پيادگان ( سربازان ) همانند سربازانى هستند كه پيش شاه ايستادهاند ، و فرزين ( وزير ) و رخ همانند سپر سلطان در طرفين هستند
--> ( 1 ) - حدى ( به ضم اول ) يا حداء آوازى است كه براى تهييج شتران خوانند تا تيزتر روند .